همیشه عادت داشتیم با هم عین دو تا سیبیل صحبت کنیم...
سیبیل یعنی مرد....
البته تاکید محتوایی سیبیل بودن ، رو نداشتن عاطفه و بی توجهی به مسائل بهداشتی رو اعصاب بود !
ولی حالا که داره کم کم وسائلش رو میبره خونشون دلم داره برا کرم ریختناش تنگ میشه...
اصلا از بچگی این آدم همینطوری بود
انقدر با اعتماد به نفس لج آدم رو در میاورد که خودتم شک میکردی راس میگه یا نه!!!
مثلا تو فوتبال میباخت آخرش میگفت و حالا رئال مادرید پیروز میشه!!! (من اون موقع منچستر بودم...!)
یا اینکه هر وقت چیزی میخواست اگه انجام نمیدادم میگفت تا حالا تو زندگیت خیرت به کسی رسیده؟؟؟
واقعا منظورش کل زندگیم بود!
اما الان...
احساس میکنم دارم دخترونه به موضوع نگاه میکنم!
واقعیت اینه که با رفتنش یه اتاق بهتر گیر من میاد...
لذا منطقی اینه که برای عروسیش خوشحال باشم...
نه؟
عروسیت مبارک خان داداش